عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

181

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

براى انجام كارى فرستادند ، او در بازگشت چنان تأخير كرد كه نسبت به او خشمگين شدند ، آن نوجوان در حالى كه مىخنديد برگشت و خربزه‌اى در دست داشت . او را گفتند : با اين‌همه تأخير در حالى كه مىخندى برمىگردى ؟ گفت : چيز شگفتى براى شما آورده‌ام ، بشر بر اين خربزه دست نهاد و من آن را به بيست درهم خريدم ، هريك از آن گروه آن خربزه را بوسيد و بر ديده نهاد . يكى از ايشان گفت : خيال مىكنيد چه چيزى بشر را به اين درجه رسانده است ؟ گفتند : پرهيزگارى ، او گفت : بشر براى شما گواهى مىدهد كه من توبه كنند به پيشگاه خداوند متعال هستم و همه ايشان سخنى همچون سخن او گفتند ، گفته مىشود كه آنان همگى براى شركت در جهاد به طرسوس « 16 » رفتند و به شهادت رسيدند ، رحمت خدا بر ايشان باد . « 17 » 85 - بشر بن حارث و مردى كه متعرض زنى شده بود امام حافظ ابو طاهر احمد بن محمد سلفى « 18 » ، با اسناد خود از فتح بن شحرف « 19 » براى ما چنين نقل كرد كه مىگفته است : بر دروازه شام ، مردى كه كارد بر دست داشت مزاحم زنى شد ، مرد تنومند بود و هيچكس به او نزديك نمىشد مگر اينكه او را كارد مىزد . در همان حال كه آن زن فرياد مىكشيد و اسير دست آن مرد بود ناگاه بشر بن حارث از آنجا گذشت و به مرد نزديك شد و شانه خود را به شانه او زد آن مرد بر زمين افتاد و بشر پى كار خود رفت . زن هم از آنجا رفت . مردم از آن مرد كه به سختى عرق مىريخت پرسيدند چگونه‌اى ؟ گفت : نمىدانم همين‌قدر مىدانم كه شيخ شانه به

--> ( 16 ) . از شهرهاى مرزى كرانه درياى مديترانه و در نهايت خرمى است ، به ترجمه تقويم البلدان ، ص 269 ، به قلم استاد عبد المحمد آيتى مراجعه فرماييد . ( 17 ) . در حلية الاولياء و صفة الصفوة نيامده است ، لابد در كتاب مخصوصى كه ابو الفرج مىگويد در مورد اخبار و كرامات بشر تأليف كرده و نام آن را هم نبرده است آمده است : به صفة الصفوة ، ص 189 ، ج 2 مراجعه فرماييد . ( 18 ) . از حافظان مشهور حديث كه اصل او از اصفهان است ، مرگ او به سال 576 هجرى اتفاق افتاده و حدود يكصد سال زندگى كرده است ؛ براى اطلاع بيشتر به الاعلام زركلى ، ص 209 ، ج 1 مراجعه فرماييد . ( 19 ) . از صوفيه بزرگ خراسانى كه به بغداد آمده و مقيم شده است و به سال 273 به روز نيمه شوال درگذشته است ، براى اطلاع بيشتر از پاره‌اى از كرامات او به صفة الصفوة ابن جوزى ، ص 227 ، ج 2 ، چاپ حيدرآباد مراجعه كنيد .